درباره وبلاگ

سلام به کلبه ی سکوت من خوش امدین
لطفا با نظرهای قشنگتون سکوت کلبه ی من را بشکنید
متشکرم.....دینا
فهرست اصلي
دوستان
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY
قایقی خواهم ساخت.....
خواهم انداخت به اب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در ان هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
ودل از ارزوی مروارید
همچنان خوهم راند
نه به ابی ها دل خواهم بست
نه به دریا
پریانی که سر از اب به در می ارند
ودر ان تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
هم چنان خواهم راند
پشت دریاها شهری ست
که در ان پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوترهایی ست
که به فواره ی هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی ست
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس تورا می شنود
وصدای پر مرغان اساطیر می اید در باد
پشت دریاها شهری ست
که در ان وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است
شاعران وارث اب وخرد و روشنی اند.
پشت دریاها شهری ست
قایقی باید ساخت...
سهراب سپهری
نوشته شده توسط دینا در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 ساعت 17:21 موضوع | لينک ثابت
دوباره شب واسمان چادر سیاهش را بر سر کرد شهر در سکوت فرو رفته همه جا سوت وکور است
صدای پای عابری از دور به گوش می رسد که لنگ لنگان به سوی مسیر نامعلومی به پیش میرود اواز تاریکی می گریزد از شب سیاه ظلمانی می هراسد ویاد اوری گذشته عذابش می دهد
او می رود بی انکه بداند همه جا اسمان همین رنگ است وزندگی همین است نگاه کردن از همان دریچه تکراری.....
نوشته شده توسط دینا در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 16:21 موضوع | لينک ثابت
صدای باران
با توهستم! صدای باران را می شنوی؟ دانه های ان را لمس میکنی؟
سرت را بالا بگیر!
بگذار روح ابی ات در فیروزه بی کران اسمان به پرواز در بیاید....
ترنم باران را با تمام وجود لمس کن تا باور کنی تنها نیستی
نوشته شده توسط دینا در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 21:6 موضوع | لينک ثابت
بهاراز راه رسید باغچه پر ازپامچال های زردو صورتی شده است وماهی های قرمز در تنگ های شیشه ای در سکوت درختان پر از شکوفه و جوانه شده است و نسیم بوی پائیز سلطان فصلها را با خود می برد......
نوشته شده توسط دینا در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 21:3 موضوع | لينک ثابت
آخرين نوشته ها