سالها باید نوشت

که چه کردم وچه بودم ؟که چه دیدم در مقابل؟

که وقتی موجی از باور خروشد

که وقتی ابرویم ساده وارزان فروشد

که وقتی ارزش و قدری نداری....

یاد ار ان روزهای بی قراری

که چه کردی و چه بودی؟

که چه دیدی در مقابل؟

با تو ای اینه هستم

که چو من عهدی ببستم

که چو من پیمان شکستم

که چو من صادق نبودم

عاشق ولایق نبودم

که چو من موجش ندیدم

قدرت و اوجش ندیدم

او نبیند موج من

او نبیند اوج من


 

نوشته شده توسط دینا در شنبه پنجم اسفند 1385 ساعت 21:27 موضوع | لينک ثابت